الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

30

الغدير ( فارسي )

او مارهاى جادوگران را كه در آغاز ريسمانهائى چند بودند در كام خود فرو برد . و به خجستگى او بود كه عيساى مسيح ؛ خداى را خواند تا مردهء به گور رفته سخن گفت و از ميان آن گرفتارىها به پاى خاست در غدير خم ؛ پيامبر - محمد - به راستى او را به برادرى برگزيد و دستور آن نيز در نامهء خداوندى آمده بود . در دوستى او دشمنان را سرزنش كرد و آنان نيز با سر سختى او را نكوهيدند ، من نافرمانى آنان نمودم و در اين راه از كسى برتر فرمان بردم و - به كورى چشم آنان - او را چنان ستودم كه پروردگارم - در پاداش آن - زنگها را از دلم بزدايد . كه تربت ( خاك ) پاى ابو تراب ( على ) چون به آلودگى چشم من رسد آن را پاكيزه خواهد ساخت . تا آن گاه كه روندگان پاى در راه دارند و تا هنگامى كه ابرها مىبارند يا باران را در دل نهفته‌اند هزاران درود بر او باد ! فرمانرواى گروندگان ! چكامه هائى را گوشگير كه هر چه روزگار بر آن گذرد زيورهاى آن افزايش خواهد يافت چكامه هائى به زبان تازيان كه در حلهء بابل پرورش يافته و فردا با شيوائى خود خطيئه - سخن سراى سترك - را شرمنده خواهد ساخت . برجستگى يافت تا براى صالح عرندس كاخى از سرافرازى بر بالا سر اختران آسمان بنياد نهد ‹ 29 › دلهاى آنان را كه بر من رشگ مىبرند مهر زد و بر چكامهء شيوائى ( 1 ) برترى يافت با سر آغاز

--> ( 1 ) از استاد علاء الدين حلى كه در چاپ دوم از ج 6 ص 383 يادش رفت . ن